قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

595

تاريخ الفي ( فارسى )

بعد از آن امام حسين و امام حسن را طلبيده فرمود كه شما را وصيّت مىكنم به پرهيزكارى از معاصى الهى . بايد كه از پاكان روزگار باشيد و دنيا را نخواهيد اگر چه او شما را خواهد . و چيزى كه از شما باز ستانده شود در مفارقت او گريه مكنيد ، بلكه طريق صبر و شكيبايى پيش گيريد . سخن حق از هيچ‌كس بازمداريد و به خاطر هيچ احدى جانب حقّ را فرومگذاريد . بعد از آن روى به جانب محمّد بن حنفيّه آورد و فرمود : اى فرزند ، وصيّت من دربارهء تو همان است كه با دو برادر تو حسن و حسين گفتم . بايد كه عظمت شأن حسن و حسين را نيكو شناسى و در هيچ كار بىفرمان ايشان شروع ننمايى . باز روى به حسنين كرد و گفت : اى فرزندان رسول خدا و اى ميوهء دل بتول زهرا ، شما را وصيت مىكنم كه با اين برادر خود شفقت و مرحمت ورزيد كه جزو شماست و فرزند پدر شما ، و مىدانيد كه پدر شما او را دوست مىداشت . و شما را و همه فرزندان خود را وصيت مىكنم به حفظ اوقات نماز و دادن زكات ، زيرا كه نماز كسى كه زكات نمىدهد مقبول نيست . و وصيت مىكنم به بخشيدن مردم و فروخوردن خشم خويش ، صلهء رحم ، حلم ورزيدن با جاهل ، آموختن علم شريعت ، خواندن قرآن و رعايت حسن جوار ، امر به معروف و نهى از منكر ، اجتناب از فواحش . و مرحمت از اقارب و خويشان خود دريغ مداريد كه خداى تعالى سكرات بر شما آسان گرداند ، و يتيمان را محتاج مگذاريد و از عمل كردن به قرآن دست بازمداريد ، و اهمال در روزهء ماه رمضان جايز مشماريد ، و از مخالفت در ميان يكديگر برحذر باشيد كه مستلزم هلاكت است . و بعد از آن تا زمان رحلت زبان مبارك به ذكر كلمهء شهادت جارى داشت . از امير المؤمنين حسن منقول است كه چون حضرت امير المؤمنين ، عليه السّلام ، به رحمت حقّ پيوست شنيدم كه هاتفى مىگفت : بيرون رويد و اين والىّ خدا را به ما گذاريد . چون از خانه بيرون رفتيم آوازى به گوش ما رسيد كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، درگذشت و وصىّ او شهيد گشت ، آيا بعد از اين نگاهبانى دين كه خواهد نمود ؟ ديگرى گفت : هركه متابعت ايشان كند . و چون آواز تسكين يافت به خانه در آمديم امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، را شسته و در كفن پيچيده يافتيم . شيخ حسين خوارزمى در ترجمهء مستقصى آورده كه اين معنى نزد ارباب عقل بديع و عجيب نيست ؛ چرا كه ، حنظله كه يكى از خوشه‌چينان خرمن كمالات امير المؤمنين بود ملائكه او را شستند و حضرت رسالت‌پناه ، عليه و آله الصلاة ، از اين معنى خبر دادند و او را غسيل الملائكه نام نهادند . اگر اين چنين سلطانى را كه از علّو درجهء او خواجهء كاينات خبر مىدهد كه : يا على أنت منّى بمنزلة هرون من موسى ، إلّا انّه لا نبىّ بعدى ملائكه بشويند و تكفين كنند و بدين خدمتكارى افتخار ورزند مستبعد و مستبدع نيست .